به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، اگرچه در فروردین و اردیبهشتماه سال جاری، بارشهایی فراتر از نرمال اقلیمی در استان گلستان به وقوع پیوست که منجر به بهبود شاخصهای پوشش گیاهی در مناطق جنگلی و کوهپایهای و افزایش رطوبت خاک در اراضی کشاورزی شد، اما شواهد میدانی و تحلیلهای هیدرولوژیک حاکی از آن است که این رخداد اقلیمی تأثیر معناداری بر وضعیت اکوهیدرولوژیک تالابهای بینالمللی شمال استان (آلاگل، آلماگل، آجیگل و گمیشان) نداشته است.
علت اصلی این پدیده، تغییر رژیم طبیعی جریان رودخانه اترک در پی احداث سد مخزنی شیریندره در بالادست و اولویتبندی نادرست در تخصیص روانآبهای سیلابی است.
تالابها به عنوان حساسترین اکوسیستمهای آبی، کارکردهای چندگانهای در مقیاس محلی و جهانی ایفا میکنند. این پهنهها افزون بر تأمین امنیت غذایی و تعدیل هیدرواقلیم منطقه، نقشی کلیدی در ترسیب کربن اتمسفری و کاهش نرخ گرمایش زمین دارند.
بر اساس آمار ارائهشده، 141 تالاب با ارزش اکولوژیک به وسعت بیش از سه میلیون هکتار در ایران شناسایی شده که از این تعداد، 25 تالاب در کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده و چهار سایت دارای عنوان ذخیرهگاه زیستکره هستند. استان گلستان با در اختیار داشتن تالابهای بینالمللی آلاگل (2500 هکتار)، آجیگل (320 هکتار)، آلماگل (207 هکتار) و گمیشان (بیش از 20 هزار هکتار) در زمره مناطق کلیدی تنوع زیستی کشور محسوب میشود.
رژیم آبی این تالابها (به استثنای گمیشان) عمدتاً از نوع سیلابی است؛ بدین معنا که منبع اصلی تأمین آب آنها، سیلابهای فصلی حوضه آبریز رودخانه اترک میباشد. در غیاب سیلابهای مؤثر، این پهنهها به سرعت وارد فاز خشکی و شوریزایی میشوند.

کارکردهای چندلایه تالابها و موانع مدیریتی
دکتر محمدرضا ملاعباسی، استاد دانشگاه در حوزه محیط زیست، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم با اشاره به کارکردهای چندلایه تالابها اظهار کرده است که این اکوسیستمها با جذب دیاکسیدکربن و تبدیل آن به مواد آلی، فرآیند تعدیل اقلیم را تسهیل میکنند و بستر مناسبی برای حفظ غنای زیستی، تغذیه آبهای زیرزمینی و کنترل سیلاب فراهم میآورند.
با این حال، نبود برنامه مدیریت زیستبومی، کاهش دانش اکولوژیک جوامع محلی و عدم رعایت حقابه محیط زیستی از سوی متولیان، این ذخایر را در مسیر تخریب شتابان قرار داده است. به اعتقاد وی، تنها راهکار پایدار برای حفاظت، سپردن مدیریت تالابها به جوامع محلی و ایجاد احساس مالکیت از طریق سهیمسازی آنان در منافع حاصل از گردشگری طبیعی و معیشت پایدار است.
ابهام در تاثیرگذاری سیلابهای اخیر
بهرغم خوشبینی اولیه ناشی از جاری شدن سیلابها در مسیر کانالهای آبرسان به سمت تالابهای سهگانه گنبدکاووس در اواخر فروردینماه، دادههای میدانی حاکی از آن است که حجم آب هدایتشده بسیار کمتر از حد نیاز محیط زیستی این تالابها بوده است.
قدیر حسنزاده، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان گلستان در گفتوگو با خبرنگاران، اعلام کرده که ورود آب به تالابهای آلماگل و آجیگل منجر به آبگیری 250 هکتار از وسعت آنها شده و حضور مجدد برخی پرندگان آبزی و پستانداران نظیر شغال و روباه مشاهده شده است.
اما تحلیلهای تکمیلی نشان میدهد که این میزان آبگیری در مقایسه با نیاز اکولوژیک کل تالابها ناچیز بوده و تأثیر محسوسی بر احیای ساختار فون بنتیک و زنجیره غذایی این اکوسیستمها نداشته است.
در مقابل، مهدی احمدی (رئیس اداره حفاظت محیط زیست گنبدکاووس) و میثم مددی (رئیس اداره تالابهای اداره کل محیطزیست گلستان) تأکید دارند که بخش عمده روانآبهای ناشی از بارندگیهای اخیر به جای تخصیص به حقابه تالابها، به سمت مزارع پرورش ماهی در پاییندست و آببندانهای غیرمجاز هدایت شده است.
مددی با اشاره به وابستگی معیشتی جوامع حاشیه تالاب به صنایع دستی، علوفه و گردشگری، خاطرنشان ساخته است که خشک شدن تالابها نه تنها تنوع زیستی را با خطر انقراض مواجه میسازد، بلکه پیامدهای زنجیرهای شامل افزایش نرخ مهاجرت، بیکاری، تشکیل کانونهای جدید گرد و غبار و حتی تهدید امنیت در مناطق مرزی را به دنبال دارد. در حال حاضر، بخش قابلتوجهی از تالابهای استان قابلیت تبدیل به منبع انتشار ریزگرد را دارند و بر اساس گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، 42 تالاب کشور از این حیث در وضعیت بحرانی قرار دارند.

ریشه خشکسالی تالابهای گلستان در خراسان!
ریشه اصلی بحران در بالادست و بر روی رودخانه اترک قرار دارد. سرچشمه این رودخانه از استان خراسان رضوی است و سد مخزنی شیریندره در استان خراسان شمالی، نقش سدی در برابر جریان طبیعی سیلابهای فصلی ایفا میکند.
این سازه هیدرولیکی، بخش قابل توجهی از روانآبهای بهاری را ذخیره و از رسیدن حقابه تالابهای پاییندست (که ماهیتاً سیلابی هستند) جلوگیری میکند. کارشناسان تأکید دارند که بدون رهاسازی برنامهریزیشده آب از سد شیریندره، هرگونه بارش موضعی در استان گلستان قادر به احیای تالابهای شمال نخواهد بود. به گفته احمدی، تنها راهحل موقت، رهاسازی آب از این سد با هماهنگی شرکت آب منطقهای و ورود جدی نمایندگان مجلس برای الزام وزارت نیرو به تخصیص حقابه محیط زیستی است.
عدم تأمین نیاز آبی تالابها با افزایش شوری، کاهش ظرفیت زیستگاهی و تخریب فون بنتیک همراه است و در بلندمدت این پهنهها را به کانونهای گرد و غبار تبدیل میکند.
مطالعات نشان میدهد که 43 درصد از تالابهای کشور در صورت تداوم خشکی، به منابع انتشار ریزگرد بدل خواهند شد که پیامدهای آن مستقیماً سلامت تنفسی و چشمی ساکنان نواحی همجوار را تحت تأثیر قرار میدهد.
در چنین شرایطی، اولویتبندی تخصیص آب (به ترتیب شرب، کشاورزی، صنعت و در نهایت تالابها) مغایر با قانون حفاظت، احیا و مدیریت تالابهای کشور است که تأکید دارد پس از آب آشامیدنی، حقابه تالابها باید در اولویت دوم قرار گیرد.
میتوان نتیجه گرفت که بارشهای فروردین و اردیبهشت 1403 هرچند از نظر اقلیمی پدیدهای مثبت محسوب میشوند، اما به دلایلی مانند تغییر رژیم هیدرولوژیک ناشی از احداث سد شیریندره، اولویتبندی غلط در توزیع روانآبهای سیلابی، تأخیر در پروژههای زیرساختی نظیر ایستگاه پمپاژ گمیشان و نبود هماهنگی بینبخشی میان وزارت نیرو و سازمان محیط زیست نتوانستهاست تأثیری ماندگار بر احیای تالابهای بینالمللی گلستان بگذارند.
مادام که رهاسازی حقابه از سد شیریندره محقق نشود و برنامه مدیریت زیستبومی با مشارکت جوامع محلی اجرا نگردد، این اکوسیستمهای ارزشمند همچنان در مسیر خشکی، شوریزایی و تبدیل به کانون ریزگرد پیش خواهند رفت و پیامدهای اقتصادی- اجتماعی جبرانناپذیری را برای استان به همراه خواهند داشت.
انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0