به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، امیر سجادی حسینی کارگردان فیلمکوتاه «میناب منفی ۲۰»، همزمان با مراحل ساخت این فیلمکوتاه درباره این تجربه گفت: در زمان جنگ در سفر بودم که خبر رسید برخی مجموعهها از جمله سیمافیلم و چند نهاد دیگر تولید آثاری درباره «جنگ رمضان» را با همکاری تعدادی از کارگردانان آغاز کردهاند. برخی از این فیلمسازان از دوستان نزدیک من بودند و همین مسئله باعث شد احساس کنم از این جریان جا ماندهام.
وی افزود: همیشه هنگام تماشای فیلمهای دفاع مقدس این حس را داشتیم که نسل ما به دلیل حضور نداشتن در آن دوران امکان ساخت آثار دستاول و نزدیکتر به واقعیت را نداشته است. با این حال به خودم گفتم اگر امروز هم از روایت اتفاقات معاصر عقب بمانیم و سوار این قطار نشویم بعدها حسرت خواهیم خورد که چرا بهعنوان فیلمساز در قبال وقایع زمانه خود کاری انجام ندادیم و سهمی برای کشور و مردم نداشتیم.
سجادی حسینی با اشاره به حضورش در میناب اظهار کرد: همین دغدغه باعث شد تصمیم بگیرم اثری در این زمینه بسازم. تا آن زمان بیشتر فیلمهایی که درباره جنگ رمضان ساخته شده بود، به وقایع تهران میپرداخت چراکه طبیعتاً تولید در شهرستانها دشواریهای خاص خود را دارد و از سوی دیگر تهران نیز ظرفیتهای روایی زیادی داشت اما برای من با توجه به پیشینهای که در حوزه معلمی دارم قصه بچههای میناب برجسته و مهم شد.
این کارگردان درباره روند شکلگیری فیلمنامه توضیح داد: در ابتدا تصمیم داشتیم روایت را از زاویه دید یک مادر پیش ببریم اما هرچه جلوتر رفتیم، احساس کردیم قصه بیش از حد به سمت برخی کلیشهها حرکت میکند و شیوه روایت برای ما جذابیت لازم را ندارد. به همین دلیل تحقیقات گستردهتری انجام دادیم. از مرور اخبار و گزارشهای اینترنتی گرفته تا مطالعه مصاحبههای خانوادههای شهدا و گفتگو با پدر و مادر بچهها.
وی مطرح کرد: در نهایت به روایتی رسیدیم که محور آن به یک سردخانه در میناب مربوط میشد؛ جایی که باید برای پیکر بیش از صد نفر از بچهها فضایی پیدا میشد. این ماجرا کاملاً واقعی بود و همین وجه واقعگرایانه بیش از هر چیز دیگری برای من جذابیت داشت و باعث شد به سمت ساخت این اثر بروم.
سجادی حسینی درباره سفرش به میناب یادآور شد: در این سفر با تعدادی از پدرها و مادرها صحبت کردم، محل وقوع اتفاقات را از نزدیک دیدیم و به سردخانهای رفتیم که قصه فیلم ما در آن روایت میشود؛ سردخانهای مربوط به ماهی و میگو که در آن مقطع پیکر بچهها برای مدتی در آنجا نگهداری شده بود که به دلیل کمبود فضای بیمارستان میناب از آن بهره گرفته شده بود. وقتی آن فضا را دیدم و فهمیدم چند روز قبل پیکرها در همان مکان حضور داشتهاند به این فکر افتادم که فیلمبرداری را در همان محل واقعی انجام دهیم. اغلب آثاری که تاکنون درباره این اتفاقات ساخته شدهاند در قالب مستند بوده و معمولاً نیز به سمت فضایی صرفاً ملودراماتیک و مبتنی بر اشک و اندوه پیش رفتهاند در حالی که به نظر من این وقایع نیازمند واکاوی جدیتری هستند تا در حافظه تاریخی باقی بمانند.
این کارگردان با اشاره به دشواریهای تولید فیلم در شرایط فعلی بیان کرد: تولید این پروژه بهویژه در شرایط کنونی بسیار سخت است. ما این فیلم را کاملاً مستقل تولید میکنیم و تاکنون هیچ نهادی به شکل جدی از پروژه حمایت نکرده است. البته فرمانداری و دهیاری میناب در حد توان خود همکاریهایی داشتند، اما امکانات محدود بود.
وی اضافه کرد: در تهران و دیگر مجموعهها هرجا صحبت کردیم انگار نه انگار که چنین مسئلهای وجود دارد. حتی در حد تأمین بخشی از هزینههای حملونقل و تدارکات نیز حمایتی صورت نگرفت. با این حال ما تلاش کردیم با اتکا به دغدغه و باور شخصی، پروژه را پیش ببریم.
سجادی حسینی درباره روند گفتگو با خانوادهها و تحقیقات میدانی این پروژه گفت: با تعدادی از پدر و مادرها صحبت کردم و برای من مهم بود که نوعی وکالت احساسی از خانوادهها بگیرم؛ اینکه چه چیزهایی را نباید نشان دهیم، چه مسائلی باید مطرح شود و چه بخشهایی ممکن است باعث رنج بیشتر خانوادهها شود. در واقع آن حقی که خانوادهها برای اظهارنظر و تعیین حدود روایت داشتند برای من اهمیت زیادی داشت.
وی افزود: تلاش کردم علاوهبر خانوادهها با افرادی که در متن واقعه حضور داشتند نیز صحبت کنم. از جمله حسین رنجبریان که از دهیاران و خیرین منطقه است و خودش در عملیات آواربرداری حضور داشت، گفتگو کردم تا بدانم دقیقاً چه اتفاقاتی رخ داده و جزئیات ماجرا چه بوده است؛ جزئیاتی که بسیاری از آنها در رسانهها مطرح نشده است.
سجادی حسینی با اشاره به ضرورت تغییر نگاه در روایت آثار جنگی گفت: به اعتقاد من در روایت جنگ بهویژه جنگ اخیر ما فیلمسازان یا دستکم بخشی از سینماگران باید از روایتهای صرفاً احساسی و صفر و صدی فاصله بگیریم. البته این به معنای حرکت به سمت آثاری سرد و بیحس نیست بلکه منظور این است که روایتها باید به شکلی دقیقتر، عمیقتر و ماندگارتر ثبت شوند تا بتوانند در تاریخ باقی بمانند و نگاه درستی نسبت به جنگ ارائه دهند.
این کارگردان در پایان اظهار کرد: وقتی از سینمای مدرسه «شجره طیبه» صحبت میکنیم، معمولاً تصویر مادر در ذهن شکل میگیرد اما در قصه ما تلاش شده از زاویهای غیرمستقیم به ماجرا نگاه شود. در این مسیر، از داستان ماکان نصیری نیز الهام گرفتهایم تا بتوانیم به روایتی انسانیتر برسیم؛ روایتی که شاید بتواند نوعی التیام برای خانوادهها باشد و به نوعی به تسکین بخشی از رنجهای آنها کمک کند.
سایر عوامل این فیلم عبارتند از تهیهکننده: سید امیرسجاد حسینی، ثمره برازنده، سرمایهگذار: بیژن نریمانی، نویسنده: محمدمهدی خدارحمی، مدیر فیلمبرداری: آرمین مرادی، مدیر صدابرداری: سیامک نیازی، طراح چهرهپردازی: ثمره برازنده، طراح صحنه و لباس: کیوان حمزه لویی، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: بهشاد حجاران، مدیر تولید: هادی رحمانی، منشی صحنه: مونا علامه امیری، مدیر تدارکات: شاهرخ قیصری، عکاس: امیرعلی سیدجلالی، مدیرمالی: شیدا علی مددی، هماهنگی تولید میناب: حسین رنجبریان، حنظله درویشی، علی ترکمان، رضا راونگی، بازیگران محرم زینالزاده، مهدی فریضه، عباس شریزاده.
59243

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0