به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روزنامه اعتماد در بخشی از گفتوگوی مفصل خود با رائد فریدزاده، مدیر سازمان سینمایی از او پرسید: «سینماگران زیادی هستند که در چند سال اخیر در سینمای ایران کار نکردهاند؛ خانم رخشان بنیاعتماد یا آقای فرهادی خیلی ابراز علاقه کردهاند که دوست دارند در ایران باشند. آقای فرهادی هر فیلمی بسازند قطعا سینماها شلوغ میشود، سال گذشته فیلم «پیرپسر» و فیلم سعید روستایی در سینما اکران شد و مخاطب زیادی را به سالنها جذب کرد. حالا «تهران کنارت» آمده است، ممکن است که از این فیلمسازان دعوت کنید که فیلم بسازند تا سینمای ایران دوباره به رونق اولیه برگردد؟» فریدزاده در پاسخ به این سوال گفت: «اسامی که نام بردید نامهایی هستند که حق زیادی به گردن سینمای ایران دارند. یکی از بینالمللیترین فیلمسازان ما که شهره جهانی دارد آقای فرهادی است. آقای فرهادی همیشه نشان داده که ذائقه و نگاه و ذوقاش برگرفته از این خاک است. ممکن است گاهی از این خانه بیرون برود و در جاهای دیگر تجربه فیلمسازی کسب کند، اما خیلی مهم است که به جایی بیایی که نیاز به واسطه و مترجم نیست. مستقیم حرفت را بیان میکنی و مخاطبت مستقیم تو را درک میکند، بازیگرانت، فیلمبردارت و عوامل تولید متوجه میشوند چه میگویی و چه میخواهی و مهمتر از این فیلمی است که از دلت برآمده و به بیواسطهترین شکل توانستی آن را بسازی. آقای فرهادی درخشانترین و تاثیرگذارترین آثارش را در ایران ساخته است. این آثار به راحتی قابل ترجمه نیست. این هم یک تجربه جهانی است. خیلی از فیلمسازان آلمانی که مهاجرت کردند در دوره جنگ جهانی دوم و به امریکا رفتند، آنچنان موفق نشدند. برتولت برشت نمونه بارز است که به امریکا میرود و موفق نمیشود. برمیگردد برلین و گروه تئاتر برلین را تاسیس میکند، چون میداند ارتباط مستقیم بین زبان و فکر وجود دارد، شما فکر را در قالب زبان خودتان اصالت میبخشید. وقتی این فکر ترجمه شود بخشی از اصالت فکر شما که غیر قابل ترجمه است، در این انتقال از دست میرود، ظرافتهای فرهنگی که در فیلم شما وجود دارد.»
او در ادامه سوال روزنامه اعتماد که پرسید: «و جغرافیا؟» پاسخ داد: «بله، جغرافیا اصالت میبخشد و فرهنگی که در دل این جغرافیا ریشه دارد، به راحتی قابل ترجمه نیست، اینگونه نیست که آدم قطعهای از خاکش را بردارد و به راحتی به جای دیگری منتقل کند. درخت خانه را نمیتوان در جای دیگری کاشت و امید به سبز شدن آن داشت. کار سختی و تقریبا میتوان گفت محال است. آدمی ریشه در خاک خودش دارد و در آن زندگی میکند، نفس میکشد و شیرینترین خوابهای خودش را در اینجا میبیند. بغض و گریهاش را به این خانه پیوند میدهد. آقای فرهادی ارتباط خاصی هم با شهر خودش دارد. ارتباط ویژهای با خانواده و با پدر و مادر خود؛ این را به راحتی نمیتوان در بقچه و صندوق و کیفی بگذارید و با خودتان به یکجای دیگر ببرید به امید اینکه آنجا دوباره بتوانید همین تجربه یگانه را داشته باشید. اینجا خاک و خانه این مردم است. برای حضور در خانه و قدم نهادن به آن نیازی به دعوت نیست. امیدوارم که این انگیزه در همه دوستان و افراد و گروههای مختلف شکل گیرد. شاید به واسطه دلایلی شرایط مهیا نبوده است. اما امیدوارم شرایط مناسب برای همه فراهم شود تا در این خانه مشترک همه حاضر باشند و آثاری را بسازند که به مانند سالهای گذشته صفهای طولانی سینما دوباره تشکیل شود.»
۲۴۲۲۴۳

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0