به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، پشت تصویر سبز و امیدبخش شالیزارها روایتهایی از کمبود آب، گرانی نهادهها، کمبود نیروی کار، مشکلات بیمه، نوسان قیمت برنج و نگرانی از آینده کشاورزی نهفته است. شالیکاران مازندرانی، در حالی که کمر به تولید یکی از مهمترین محصولات استراتژیک کشور بستهاند، میگویند ادامه این مسیر بدون حمایت عملی، هر سال دشوارتر از گذشته میشود.
مازندران این روزها بوی آب، خاک و ساقههای تازه برنج میدهد. در بسیاری از روستاهای استان، از دشتهای مرکزی گرفته تا زمینهای شرق و غرب، نشاکاری به مهمترین تصویر روزمره بدل شده است؛ زنانی که پا در گل، نشاها را ردیف میکنند، مردانی که زمین را برای کشت آماده کردهاند، ماشینهایی که در برخی مزارع جای دستهای خسته را گرفتهاند و خانوادههایی که هنوز معیشتشان به همین چند هکتار زمین گره خورده است.

اعلام نشاکاری 155 هزار هکتار از شالیزارهای مازندران، در ظاهر یک خبر امیدوارکننده و نشانه پیشرفت روند کشت است؛ پشت هر هکتار، مجموعهای از نگرانیها، هزینهها، امیدها و رنجهایی وجود دارد که کمتر در ارقام رسمی دیده میشود. شالیکاری در مازندران، اگرچه هنوز ستون مهمی از اقتصاد روستایی و امنیت غذایی کشور است، اما در سالهای اخیر با مجموعهای از موانع روبهرو شده که ادامه کار را برای بسیاری از کشاورزان سخت کرده است.
در روستایی در حوالی بابل، «علی قاسمی» که بیش از 30 سال است شالیکار است، کنار خزانه برنج ایستاده و به زمینش نگاه میکند. میگوید: نشاکاری از دور شاید قشنگ باشد، اما برای ما پر از استرس است. از همان اول فصل، حساب میکنی که هزینه بذر، کود، سم، شخم، آب، کارگر و ماشین چقدر شده و آخرش هم معلوم نیست محصول را با چه قیمتی بخرند. او معتقد است دخل و خرج شالیکاری دیگر مثل گذشته همخوانی ندارد و بسیاری از کشاورزان فقط به امید حفظ زمین و تداوم کار خانوادگی، به کشت ادامه میدهند.
یکی از مهمترین مشکلاتی که امسال هم از زبان بسیاری از شالیکاران شنیده میشود، موضوع آب است. هرچند مازندران در ذهن بسیاری از مردم استانی پرباران و غنی از منابع آبی است، اما کشاورزان میگویند توزیع نامناسب آب، کاهش بارش در برخی مقاطع، لایروبی نشدن انهار و ضعف زیرساختهای آبیاری، کار را دشوار کرده است. «رحیم نوری» شالیکار اهل آمل میگوید: «آب هست، اما مدیریت نیست. وقتی زمان نشاکاری میرسد، همه همزمان آب میخواهند. اگر کانالها درست لایروبی نشود یا آببندانها بهموقع آماده نباشد، زمین عقب میماند و همین تاخیر روی کل محصول اثر میگذارد.

مشکل آب فقط به کمبود خلاصه نمیشود؛ بینظمی در زمانبندی توزیع نیز مسئلهساز است. برخی کشاورزان میگویند اگر آب حتی چند روز دیرتر به مزرعه برسد، هم کیفیت نشا افت میکند و هم هزینههای اضافی به آنها تحمیل میشود. در مناطق بالادست و روستاهایی که دسترسی ضعیفتری به منابع محلی دارند، این دغدغه شدیدتر است. یکی از کشاورزان جوان در قائمشهر میگوید: «وقتی آب سر وقت نرسد، مجبور میشویم با پمپ، آب را از جاهای دیگر تامین کنیم که هزینه برق و سوخت هم به آن اضافه میشود.
اما شاید پررنگترین گلایه شالیکاران، گرانی نهادههای کشاورزی باشد. قیمت کود شیمیایی، سموم، بذر اصلاحشده، هزینه آمادهسازی زمین و خدمات مکانیزه، به گفته کشاورزان، در چند سال اخیر رشد قابل توجهی داشته است. «فاطمه عباسی» که همراه همسر و فرزندانش در یکی از روستاهای ساری شالیکاری میکند، میگوید: «سال به سال هزینهها بالا میرود، ولی قیمت فروش برنج آنطور که باید جبرانکننده نیست. ما از صبح تا شب کار میکنیم، اما آخر فصل تازه میفهمیم سودی که مانده خیلی کمتر از زحمتی است که کشیدهایم.
او به مسئلهای اشاره میکند که برای بسیاری از خانوادههای کشاورز آشناست: شالیکاری دیگر فقط یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه نوعی مقاومت برای حفظ شیوه زندگی روستایی است. به گفته او، اگر بسیاری از خانوادهها هنوز زمینشان را نفروختهاند، بیشتر به خاطر تعلق خاطر و ترس از دست رفتن ریشههای خانوادگی است تا صرفه اقتصادی.

در کنار گرانی نهادهها، کمبود نیروی کار هم به یکی از مشکلات جدی تبدیل شده است. نشاکاری و سپس وجین و برداشت، بهویژه در زمینهایی که هنوز کاملاً مکانیزه نشدهاند، به نیروی انسانی نیاز دارد. اما مهاجرت جوانان از روستا، تغییر الگوی اشتغال و سختی کار در شالیزار باعث شده دسترسی به کارگر فصلی دشوارتر و گرانتر شود. «حسن رمضانی» از کشاورزان فریدونکنار میگوید: «قبلاً برای کار در شالیزار، از خود روستا و روستاهای اطراف نیرو پیدا میشد. الان هم کارگر کم شده و هم دستمزدها بالا رفته. ما هم حق میدهیم، چون کار سخت است، اما وقتی هزینهها از کنترل خارج میشود، کشاورز میماند و بدهی.
در برخی مناطق، مکانیزاسیون تا حدی توانسته بخشی از این مشکل را حل کند. دستگاههای نشاکار و کمباینهای مخصوص، سرعت کار را بالا بردهاند و وابستگی به نیروی انسانی را کمتر کردهاند. با این حال، همه کشاورزان توان خرید یا حتی اجاره آسان این تجهیزات را ندارند.
زمینهای خرد و پراکنده، کوچک بودن قطعات، هزینه بالای تعمیر و نگهداری ماشینآلات و محدودیت دسترسی به خدمات فنی، از جمله موانع توسعه کامل مکانیزاسیون است. یک کشاورز در جویبار میگوید: اگر زمین یکپارچه باشد و دستگاه بهموقع برسد، خیلی از مشکلات کمتر میشود، اما خیلی از زمینها کوچک و تکهتکهاند. دستگاه هم همیشه در دسترس نیست.

نوسان قیمت برنج و نگرانی از بازار فروش، موضوع دیگری است که در همه گفتوگوها تکرار میشود. کشاورزان میگویند آنها در زمان تولید، تقریباً هیچ اطمینانی از قیمت نهایی محصول ندارند. از یکسو هزینههای تولید از ابتدای فصل روشن و قطعی است، اما از سوی دیگر قیمت فروش در پایان کار تابعی از شرایط بازار، ورود برنجهای خارجی، فعالیت واسطهها و قدرت خرید مصرفکننده است.
«یوسف درویشی» از بهشهر میگوید: «ما همه ریسک تولید را میپذیریم، اما سود اصلی را خیلی وقتها دلالها میبرند. وقتی محصول دست کشاورز است، قیمت پایین است، اما چند ماه بعد همان برنج با چند برابر قیمت به دست مصرفکننده میرسد.
او میگوید نبود خرید تضمینی موثر یا سازوکاری قابل اتکا برای تنظیم بازار، باعث شده کشاورز در ضعیفترین موقعیت زنجیره قرار بگیرد. بسیاری از شالیکاران برای پرداخت بدهیها، هزینه کارگر و مخارج زندگی، ناچارند محصول خود را زودتر و با قیمت پایینتر بفروشند. این موضوع بهویژه برای کشاورزان خرد که ذخیره مالی ندارند، فشار بیشتری ایجاد میکند.
مسئله بیمه نیز از دیگر محورهای گلایه شالیکاران است. کشاورزی همواره در معرض ریسکهای طبیعی و غیرطبیعی قرار دارد؛ از خشکسالی و بارندگی نامنظم گرفته تا آفات، بیماریها و خوابیدگی محصول. با این حال، بسیاری از کشاورزان معتقدند بیمه کشاورزی یا پوشش کافی ندارد یا روند دریافت خسارت در آن پیچیده و زمانبر است.

«قربان محمدی» از نکا میگوید: وقتی حادثهای پیش میآید، کشاورز همان لحظه آسیب میبیند، اما برای گرفتن خسارت باید ماهها دنبال پرونده بدود. گاهی هم مبلغی که پرداخت میشود، با خسارت واقعی فاصله زیادی دارد.
افزایش آفات و بیماریها نیز نگرانی دیگری است که کشاورزان به آن اشاره میکنند. تغییرات اقلیمی، افزایش دما، رطوبت متغیر و استفاده نادرست از برخی سموم، شرایط را برای شیوع برخی آفات دشوارتر کرده است. کشاورزان میگویند اگر آموزشهای ترویجی مستمر، دسترسی آسان به کارشناسان و نظارت دقیقتر وجود داشته باشد، میتوان بخشی از این خسارتها را کاهش داد.
یکی از زنان شالیکار در سوادکوه شمالی میگوید: بعضی وقتها کشاورز نمیداند چه سمی، چه زمانی و با چه مقداری باید استفاده شود. اگر آموزش باشد، هم هزینه کمتر میشود و هم محصول سالمتری برداشت میکنیم.
در این میان، زنان روستایی یکی از ستونهای اصلی شالیکاریاند؛ اما سهم آنها در روایتهای رسمی کمتر دیده میشود. از آمادهسازی خزانه و نشاکاری گرفته تا مراقبت از مزرعه و حتی همراهی در برداشت، نقش زنان پررنگ و انکارناپذیر است. با این حال، بسیاری از آنها نه بیمه مستقلی دارند، نه حمایت معیشتی مشخص و نه صدایی که مسائلشان را مستقیماً بازتاب دهد.

«زهرا ولیپور» از یک روستای اطراف محمودآباد میگوید:زنان در شالیزار کمتر از مردها کار نمیکنند. ما هم در زمین هستیم، هم خانه را میچرخانیم، اما وقتی حرف از حمایت میشود، معمولاً اسم ما کمتر شنیده میشود.
موضوع تغییر کاربری اراضی نیز از دغدغههای جدی کشاورزان است. در برخی مناطق مازندران، افزایش ارزش زمین و گسترش ساختوساز، فشار زیادی بر اراضی کشاورزی وارد کرده است. شالیکاران میگویند اگر کشاورزی سودآور نباشد، وسوسه فروش زمین بیشتر میشود و این روند در بلندمدت هم به تولید برنج آسیب میزند و هم هویت کشاورزی استان را تهدید میکند.
یک کشاورز میانسال در بابلسر میگوید: وقتی فرزند کشاورز میبیند پدرش با این همه زحمت درآمد مطمئنی ندارد، طبیعی است که دلش نخواهد ادامه دهد. اگر این وضع ادامه پیدا کند، خیلی از زمینها از چرخه تولید خارج میشود.
با این حال، میان همه این مشکلات، هنوز نشانههای پررنگی از امید دیده میشود. کشاورزان مازندرانی، با وجود تمام دشواریها، همچنان به زمین وفادار ماندهاند.
آنها میگویند اگر حمایتهای واقعی در حوزه تامین نهاده، مدیریت آب، بیمه، مکانیزاسیون، خرید تضمینی، آموزش و بازاررسانی انجام شود، شالیکاری میتواند همچنان برای استان و کشور مزیت راهبردی داشته باشد. به باور آنها، مشکل اصلی ناتوانی کشاورز نیست، بلکه نبود سیاستهای پایدار و حمایتهای عملی است.

«سیدمجتبی حسینی» کشاورز جوانی از شرق مازندران، که پس از چند سال کار در شهر دوباره به روستا برگشته، میگوید: «زمین هنوز ظرفیت دارد. اگر برنامه درست باشد، جوانها هم برمیگردند. کشاورزی اگر علمی، اقتصادی و قابل پیشبینی شود، میتواند آینده داشته باشد. مشکل اینجاست که الان کشاورز بیشتر از آنکه به تولید فکر کند، درگیر بقاست.»
40 درصد برنج کشور در مازندران تولید میشود
اسدالله تیموری یانسری سرپرست سازمان جهاد کشاورزی استان مازندران از پیشرفت قابل توجه عملیات زراعی برنج در سال زراعی جاری خبر داد و با بیان اینکه نشاکاری 155 هزار هکتار از شالیزارهای استان مازندران انجام شد اعلام کرد: از مجموع 228 هزار و 247 هکتار اراضی شالیزاری استان، تاکنون در 155 هزار هکتار عملیات نشاکاری انجام شده که 70 درصد آن به صورت مکانیزه بوده است.
وی با تشریح آخرین وضعیت کشت برنج در استان در گفتوگو با تسنیم اظهار کرد: سطح کل شالیزارهای استان در سال جاری 228 هزار و 247 هکتار است که از این میزان، عملیات شخم و شیار در 213 هزار هکتار و آبتخت (آمادهسازی نهایی اراضی) در 202 هزار هکتار انجام شده است.

وی با اشاره به روند تأمین نشا افزود: تاکنون در 208 هزار هکتار از اراضی، خزانهگیری انجام شده و عملیات نشاکاری نیز در 155 هزار هکتار به اتمام رسیده است. از این میزان، 106 هزار هکتار به صورت مکانیزه و 49 هزار هکتار به روش سنتی کشت شده که بیانگر مکانیزاسیون 70 درصدی نشاکاری در استان است.
سرپرست سازمان جهاد کشاورزی مازندران با بیان اینکه استان مازندران قطب اصلی تولید برنج کشور محسوب میشود، تصریح کرد: از مجموع اراضی زیر کشت، 141 هزار هکتار به ارقام محلی و 14 هزار هکتار به ارقام پرمحصول اختصاص یافته است که با پیشرفت عملیات کاشت، سطوح تحت کشت ارقام پر محصول بیشتر خواهد شد.
او همچنین تصریح کرد: این ترکیب کشت، علاوه بر حفظ کیفیت و ذائقه مصرفکنندگان، در افزایش بهرهوری و تأمین امنیت غذایی کشور نقش مؤثری دارد.
تیمورییانسری با تأکید بر جایگاه راهبردی مازندران در تولید برنج کشور گفت: بیش از 40 درصد برنج مورد نیاز کشور در این استان تولید میشود و این سهم قابل توجه، نقش تعیینکنندهای در تحقق اهداف امنیت غذایی، پایداری تولید و اقتصاد مقاومتی دارد.
وی افزود: توسعه مکانیزاسیون، مدیریت بهینه منابع آب، استفاده از ارقام اصلاحشده، آموزش بهرهبرداران و نظارت فنی مستمر کارشناسان پهنه از جمله برنامههای محوری سازمان برای افزایش عملکرد در واحد سطح و کاهش هزینههای تولید در سال جاری است.
سرپرست سازمان جهاد کشاورزی مازندران خاطرنشان کرد: با توجه به شرایط اقلیمی مناسب و همراهی کشاورزان، پیشبینی میشود روند عملیات کاشت تا هفتههای آینده تکمیل شود.

به گزارش تسنیم، نشاکاری 155 هزار هکتار از شالیزارهای مازندران، بیشک خبر مهمی برای بخش کشاورزی کشور است؛ اما این موفقیت زمانی معنا و دوام پیدا میکند که صدای شالیکار نیز شنیده شود. آنچه در شالیزارهای مازندران جریان دارد، فقط تولید برنج نیست؛ روایتی از تلاش برای حفظ معیشت، فرهنگ، زمین و امنیت غذایی است. کشاورزان این استان از مسئولان انتظار معجزه ندارند، اما میخواهند سیاستگذاریها به واقعیت مزرعه نزدیکتر شود؛ واقعیتی که در آن هر خوشه برنج، حاصل ساعتها کار طاقتفرسا، هزینههای سنگین و امیدی شکننده به آینده است.
امروز شالیزارهای مازندران سبزند، اما پایداری این سبزی، به تصمیمهایی بستگی دارد که باید فراتر از آمارها و گزارشهای اداری گرفته شود. اگر قرار است برنج ایرانی همچنان بر سفره مردم بماند، باید از کشاورزی که در گل ایستاده و محصول را به ثمر میرساند، حمایت جدیتری صورت گیرد. روایتهای مردمی شالیکاران نشان میدهد مسئله فقط تولید نیست؛ مسئله، دوام زندگی در روستا و حفظ سرمایهای است که امنیت غذایی کشور به آن وابسته است.

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0