به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، در کوران تحولات منطقه و جنگ رمضان و پیچیدگیهای سیاست داخلی، گاهی نگاهی به پشت صحنه، روشنگر مسیر پیش رو خواهد بود. مصاحبه خبرگزاری تسنیم با عبدالرضا مصری، نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی، دریچهای است به این پشت صحنه؛ جایی که هوشیاری مردم، عمق استراتژی مقاومت و تدبیر رهبری، دست در دست هم آیندهای روشن را ترسیم میکنند. این گفتگو، نه تنها بازتابدهنده بصیرت مردم است، بلکه تبیینگر استراتژی عمیق جبهه مقاومت در منطقه و نقش بیبدیل وحدت در گذر از چالشهاست.
سخنان نماینده کرمانشاه، فراتر از تعارفات سیاسی، عصارهای از درک عمیق واقعیتهاست. او از هوشیاری مردمی میگوید که همواره جلوتر از مسئولانند و از لزوم حفظ وحدت که چون ریسمانی ناگسستنی، ملت را در برابر گزند دشمنان حفظ میکند.
مصری در این مصاحبه بر اهمیت تفکیک دغدغههای مردمی از القائات دشمن در فضای مجازی تأکید میکند. این مصاحبه، دعوتی است به تأمل در عمق بصیرت مردمی و ضرورت حفظ انسجام ملی در مسیری که پر از فراز و نشیب اما روشن به نور حکمت الهی است.

تمام برنامهریزیها برای مقابله با دشمن در زمان حیات رهبر شهید اندیشیده شده بود
تسنیم: تحلیلی از جنگ رمضان و هدف از انجام آن داشته باشید.
مصری: من ترجیح میدهم به جای تحلیل که غالباً برداشتهای فردی بر اساس سلایق شخصی است واقعیتهای موجود را مرور کنیم.پیش از آغاز جنگ رمضان، دشمن تبلیغات سنگینی را در رسانههای مجازی و شبکههای ماهوارهای از ماهها قبل شروع کرد؛ تبلیغاتی علیه مسئولان نظام و بهویژه علیه رهبر شهیدمان. آنان شایعاتی منتشر کردند مبنی بر اینکه ایشان در پناهگاه 500 متری پنهان شدهاند یا حتی در خارج از کشور هستند، و مسئولان و سرداران نظام به خارج گریختهاند تا جایی که ادعا میشد هواپیماها دیگر ظرفیت انتقال افراد را ندارند. پس از این فضاسازیها، جنگ رمضان آغاز شد.
اگر بخواهیم هدف دشمن از جنگ رمضان را بشناسیم، ابتدا باید مروری بر حوادث و روند این جنگ داشته باشیم؛ چه پیش از آغاز، چه در جریان و پس از آن. قبل از جنگ، آنها با تبلیغات گسترده و آمادهسازی فضا، ذهن افکار عمومی را هدف قرار دادند. ترامپ در آن زمان پیوسته سخنانی میگفت که دنیا از دروغهایشان خسته شده است. نخستین اقدام دشمن، ترور فرمانده معظم کل قوا بود؛ زیرا هدف اصلی آنان این بود که تمرکز تصمیمگیری و مسیر ابلاغ تصمیمها به تمام سطوح نظام قطع شود. میخواستند در لحظهای که خود آغازگر جنگ بودند، محل صدور فرمان که قدرت لازم برای تصمیم دارد، از میان برداشته شود. بارها نیز در تبلیغات گفته میشد: «باید سر نظام را زد».
گام دوم در طرح دشمن، ترور فرماندهان رده دوم بود؛ کسانی که باید فرمانها را دریافت کرده و به نیروهای زیرمجموعه منتقل میکردند. با این اقدام، دشمن تلاش داشت میان نیروهای نظامی گسست و آشفتگی ایجاد کند تا در نبود دو سطح اصلی تصمیمگیر در زمان جنگ، کشور با بحران جدی در پاسخگویی مواجه شود. تا زمانی که این سطوح ترمیم شوند، دشمن بتواند برنامههای خود را بهپیش ببرد.
مرحله سوم، بمباران مراکز حساس امنیتی، انتظامی و مسیرهای ارتباطی، از جمله پایگاههای بسیج و مراکز انتظامی بود. در این مقطع، ترامپ خطاب به مردم ایران گفت: «در خانه بمانید و بیرون نیایید»، که در واقع آمادهسازی خیابانها برای مرحله بعدی عملیات بود. نتانیاهو نیز اعلام کرد: «به زودی جشن آتش در خیابانهای ایران برگزار خواهد شد.» این سخنان در واقع کدهایی عملیاتی برای عناصر میدانی آنان بود.
دشمن در همان ساعات اول، نیروی انتظامی و کلانتریها را هدف قرار داد، بخشی از پایگاههای سپاه و بسیج را بمباران کرد و برخی از شخصیتهای مؤثر در وحدت و وفاق ملی را ترور کرد. این مرحله نخست عملیات بود که توسط رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به صورت هماهنگ انجام گرفت.
مرحله دوم عملیات دشمن؛ از “کردستان بزرگ” تا “جشن آتش در خیابانها”
در مرحله دوم، پس از ایجاد ازهمپاشیدگی در ساختار تصمیمگیری داخل کشور و تا پیش از ترمیم آن، حمله مستقیم نظامی از مرزهای جغرافیایی مشخص آغاز میشد. طبق اسناد موجود، دشمن طی 10 سال گذشته، گروههای متخاصم منطقه را از نظر مالی و تسلیحاتی تقویت کرده بود تا در زمان مناسب، حملهای هماهنگ به مرزهای ایران انجام دهند.
در همین زمان، اغتشاشات داخلی نیز فعال میشد. عناصر مرتبط با دشمن، تجهیز شده بودند؛ هم از نظر تسلیحات و هم از نظر امکانات ارتباطی و الکترونیکی و میتوانستند با شبکههای ماهوارهای و داخلی خود هماهنگی کنند. پس از آغاز این اغتشاش و حمله، قرار بود اعلام استقلال یک منطقه از کشور صورت گیرد، بهعنوان مثال «کردستان بزرگ»؛ سپس آمریکا و همپیمانانش این استقلال را به رسمیت بشناسند و جامعه جهانی را تحت فشار قرار دهند تا آن را بپذیرد.
این مجموعه اقدامات، بخشی از برنامهریزی از پیش تعیینشده دشمن بود که امروز دیگر برای همگان روشن شده است. هدف آنان فروپاشی نظام تصمیمگیری کشور، تجزیه جغرافیایی ایران و تضعیف کامل اقتدار ملی بود، اما به فضل الهی و هوشیاری ملت، این نقشه شوم نیز ناکام ماند.
در مرحله دوم ماجرا، مجموعه اقداماتی باید بهصورت همزمان رخ میداد. وظایفی که برای عوامل داخلی که طی سی یا چهل سال مزدبگیر بودهاند، تعریف شده بود، دقیقاً در همین چارچوب قرار داشت. نمونه آن را نیز در اغتشاشات کودتاوار دی ماه سال گذشته انجام شد و برخی افراد «داعشوار» ظاهر شدند، میتوان مشاهده کرد. با این حال کشور از نظر تجربههای گذشته صددرصد برای مقابله آمادگی داشت.
وظیفه آمریکا از مسیر دریا و حضور ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» تعریف شده بود؛ اما این اقدام به فضاحتی منجر شد که نهایتاً باعث عقبنشینی آن شد. همزمان تصاحب امکانات و تأسیسات نفتی ایران توسط نیروی دریایی آمریکا نیز در سناریو لحاظ شده بود. بنابراین تصور میشد مجموعهای از رویدادها قرار است همزمان در داخل یک کشور رخ دهد: هم حملات داخلی، هم تصرف نفت، هم کنترل پتروشیمیها و در صورت دستیابی به یک پیروزی نسبی، ورود و استقرار نیروهای ناتو برای پشتیبانی. طبق این روایت، ناتو نیز در محاسبات مرحله دوم گنجانده شده بود.
در نتیجه این مجموعه اقدامات، دو هدف برای آمریکا مطرح بود:
نخست، تجزیه و تکهتکه کردن ایران؛ زیرا بررسیهای آنان نشان میداد برخورد با «ایران یکپارچه» همانند تجربههایشان در ونزوئلا، کوبا، لیبی و موارد مشابه ممکن نیست. دوم، بهدستگیری مخازن، منابع نفتی و ثروت ایران. این سهم آمریکا بود و سهم رژیم صهیونیستی نیز ایجاد وضعیتی بود که دیگر قدرتی در غرب آسیا شکل نگیرد.
اما این اتفاق رخ نداد. در بخش نخست ماجرا، فرماندهان و سرداران و نظامیان ایران منتظر دریافت دستور نماندند؛ زیرا نقشهها از قبل به آنان ارائه شده بود و مواضع کلی نیز پیشتر توسط رهبر شهید ترسیم شده بود. ایشان پیش از شهادت اعلام کرده بودند که اگر چنین اتفاقی رخ دهد، «منطقهای» خواهد بود.
همین سخن رهبر شهید نقش مهمی در جسارت و تصمیمگیری نیروها برای اقدام منطقهای داشت؛ زیرا در غیر این صورت ممکن بود ریسک حمله به چند کشور و پایگاه آمریکا کمتر پذیرفته شود. با توجه به این ترسیم قبلی، عملیات نظامی ایران در میدان اول بهصورت همزمان صورت گرفت: نخست علیه اسرائیل در چارچوب وعدههای اعلامشده و سپس مواجهه با دیگر کشورها که جنگ همزمان با پنج یا شش کشور بود.
در شرایطی که رهبر کشور از دست رفته و بخشی از فرماندهان عالیرتبه نیز هدف قرار گرفته بودند، منطقی بود که ازهمپاشیدگی ایجاد شود. اما پس از اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب، جملهای که بیان شد ــ «ملت ایران مبعوث میشود» ــ در ابتدا برای بسیاری مفهوم نبود. هنگامی که جمعیت گستردهای در خیابانها حاضر شدند و مسیرها بهشدت ازدحام پیدا کرد، معنای این جمله روشن شد و در واقع ملت مبعوث شد.
بدینترتیب جنگ نظامی بهوسیله نیروهای مسلح به خارج از مرزها منتقل شد، اما در داخل برخلاف آنچه در برنامهها پیشبینی شده بود، مردم میدان دوم را شکل دادند. در آن روزها هیچکس نگفته بود مردم باید به خیابان بیایند، اما آنان خود وارد میدان شدند و خیابانها را برای گروههای مخالف «ناامن» کردند. در حالی که ترامپ مردم را به ماندن در خانه دعوت کرده بود، حضور گسترده مردمی معادله را بهطور کامل معکوس کرد؛ بهطوریکه نیروهای مخالف در خانههای خود محبوس شدند و نشانی از آنان دیده نشد.
این حضور مردمی حتی پس از دوران «رکود جنگی» و دوره آتشبس فعلی نیز ادامه دارد. در شهرهایی مانند کرمانشاه، هر شب جمعیت زیادی در خیابانها حضور مییابند و بسیاری برای یافتن جایی جهت پیوستن به این تجمعها ساعتها در شهر جابهجا میشوند؛ بهگونهای که دامنه این حضور به روستاها نیز کشیده شده است.
در آن مقطع، نیروهای مسلح ما همزمان در پنج جبهه مستقل در حال نبرد بودند. بلافاصله پس از آن، درگیری با نیروی دریایی آمریکا، رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی، و 6 پایگاه آمریکایی در منطقه، همچنین 6 کشور اطراف ما به صورت مستقیم و غیرمستقیم، به اضافه نیروهای ضدانقلاب که قرار بود از مرزهای ما وارد شوند، آغاز شد. بر اساس این روایت، لازم بود که همه این جبههها خنثی میشدند و خوشبختانه، ما از هیچکدام از این نواحی گزندی ندیدیم.
برخی کشورهای جنوبی در جنگ رمضان سربازان خط مقدم اسرائیل بودند
تسنیم: همانطور که مقام معظم رهبری آیتالله سیدمجتبی خامنهای در آخرین پیام خود فرمودند، برخی کشورهای جنوبی در این جنگ در جای درست نایستادند و درک درستی نداشتند. این جنگ چه پیامی برای آنها داشت؟
مصری: بزرگترین رادارهای دشمن در این منطقه با پول ملت مسلمان منطقه مستقر شده بودند. بعدها نیز مشخص شد که تمام این هزینهها صرفاً به عنوان یک خاکریز برای اسرائیل بوده، نه برای امنیت کشورهایی چون قطر، بحرین، امارات و عربستان سعودی. تمام این هزینههایی که این کشورها متحمل شدند، در واقع فقط خاکریزهایی بود تا ما نتوانیم در زمان حمله اسرائیل، متقابلاً واکنشی نشان دهیم. بنابراین، این کشورها در واقع سربازان خط مقدم اسرائیل شده بودند.
پس از جنگ اعراب و اسرائیل، که در آن نیروهای عربی 6 روز بیشتر نتوانستند در برابر اسرائیل مقاومت کنند، ترس و وحشت از قدرت آمریکا و اسرائیل بر نیروهای مهاجم سایه افکند. این مرعوبیت باعث از دست رفتن روحیه جنگ شد، به طوری که طرف مغلوب، خود را شکستخورده فرض میکرد. امروزه نیز، با پذیرش پیمان ابراهیم، عملاً در جایگاه نوکری آنان قرار گرفتهاند.
در مقابل، نیروهای مسلح ما در پنج جبهه با دشمنان جنگیدند و همواره پیروز شدند. هرچند دشمن ممکن بود از نظر تبلیغاتی، با توجه به فقدان رسانههای قدرتمند در سمت ما، تصور پیروزی را داشته باشد، اما با گذشت زمان، واقعیتها برای مردم جهان آشکار شد. به عنوان مثال، کشوری مانند اسپانیا در جایگاه درست تاریخی ایستاد و موضعی محکم در برابر دشمن اتخاذ کرد و به نفع جمهوری اسلامی ایران وارد میدان شد و حداقل به صورت کلامی اعلام موضع کرد.
اما متأسفانه، کشورهای منطقه تا اواخر همچنان در کنار اسرائیل موضع گرفته بودند. امیدواریم پس از پیام رهبر معظم انقلاب، آنان نیز در جایگاه درست تاریخی قرار گیرند.
حضور زنان و دختران در اجتماعات مردمی بینظیر بود
تسنیم: نقش مردم را در جنگ رمضان چطور ارزیابی میکنید؟
مصری: میدان اول، عرصه نبرد نیروهای نظامی بود و میدان دوم، کف خیابانها و مردم حاضر در آن بودند.علیرغم فقدان تبلیغات رسانهای گسترده، حضور مردمی در صحنه جنگ به حدی بود که دنیا را در بهت فرو برد. در اوج درگیریها، در حالی که تصاویر فرار مردم اسرائیل به پناهگاهها و صحنههای جنگ در خارج از کشور نمایش داده میشد، مردم ایران در خیابانها شعار میدادند. این حضور گسترده، حتی در زمان بمباران، نشاندهنده تجلی خون رهبر شهید در رگهای ملت ایران و مبعوث شدن آنان بود.
نکتهای که کمتر به آن پرداخته شده، حضور بسیار قوی و مؤثر زنان و دختران در این میدان دوم (حضور مردمی) است. به نظر میرسد حضور آنان در این رویداد، نسبت به تجمعات دیگر در کشور، بسیار پررنگتر و مؤثرتر بوده است. از شب اول، زنان و دختران انقلابی در صحنه حضور داشتند و این پویایی در جمعیت موج میزد، در حالی که ممکن است برخی افراد دیگر در آن مقاطع حضور کمرنگتری داشته باشند. این حضور فعال و همیشگی، نشاندهنده عمق باور و همراهی آنان با آرمانهای انقلاب است.
با تخریب چند ساختمان نمیتوان تمدن را از بین برد
تسنیم: ما مشاهده میکردیم که در این ایام حضور مردم با تهدیدات لفظی ترامپ از جمله نابود کردن تمدن یا نفت کشور بسیار بیشتر میشد. از این واکنشها چه برداشتی میتوان داشت؟
مصری: در رابطه با نابودی تمدن، ابتدا عرض کنم که هیچکس به اندازه ترامپ فضا را برای ما روشن نکرد. ما نمیتوانیم الفاظی مانند او را به کار ببریم، اما او با نشان دادن هویت دروغین خود و بیان حرفهای متناقض، برای مردم ما روشنگری زیادی ایجاد کرد. شاید اگر ما به مردم میگفتیم که هدف تجزیه ایران است، میگفتند که اینها دارند بزرگنمایی میکنند. اگر میگفتیم هدف آنها نفت ایران است، باز هم شاید با ناباوری روبرو میشدیم. اما وقتی خود او در لابهلای دروغهایش، گاهی حرف راستی میزد، مردم ما را روشن کرد که اصل قضیه چیست.
امروزه تقریباً دنیا پذیرفته که اسرائیل در دیکته ترامپ نقش دارد و اسرائیل، آنچه را که ترامپ مینویسد، به او میدهد. حتی مردم آمریکا نیز متوجه این موضوع شدهاند. ترامپ ابتدا گفت که تمدن ایران را از بین میبرد. در حالی که این ادعا از سوی کسی که خود را رئیس جمهور ابرقدرت دنیا میداند، نشاندهنده عدم درک معنای تمدن است. تمدن صرفاً خراب کردن یک ساختمان نیست؛ بلکه فرهنگی است که رشد کرده و تکامل یافته است. آخرین نسخه آن متعلق به ماست و اولین نسخهاش نیز از جانب ما بوده است.
وقتی ساختمانی را خراب میکنید و میگویید مهندسی ایران را از بین بردم، این اشتباه است. مهندس همچنان وجود دارد و مهندس بهترش را خواهد ساخت. همانطور که در رابطه با برنامه هستهای، با وجود حرکات انجام شده، ما توانستیم غنیسازی را به درجه بالاتری برسانیم. حال اگر کسی بگوید من هستهای ایران را از بین میبرم، باید بداند که هستهای ایران، مرزهای ایران، تمدن و فرهنگ ایران است؛ چیزی که پس از هزاران سال تکامل یافته است. با خراب کردن چند ساختمان نمیتوان تمدن را از بین برد. اگر درمانگاهی خراب شود، پزشک همچنان علم پزشکی را دارد و میتواند در چادر به طبابت ادامه دهد؛ زیرا ساختمان قابل ساخت است، اما علم و دانش همراه پزشک است.
خوشبختانه جامعه جهانی نیز نسبت به این حرف ترامپ موضع نشان داد. این ادعا مغایر منشور سازمان ملل متحد بود. اینقدر سر و صدا در مورد این حرف ترامپ بلند شد که حتی پاپ، رهبر کاتولیکهای جهان، نیز به آن واکنش نشان داد و ماهیت ترامپ را برای جامعه روشنتر کرد. تمدن ما به این سادگی در طول دورانهای مختلف و با هجمههای دشمنان از بین نرفته و هر روز عمیقتر شده است.
رهبری شهید دیپلماسی را براساس سه اصل عزت، حکمت و مصلحت ترسیم کردهاند
تسنیم: این روزها شاهد این هستیم که حتی همفکران ترامپ هم اذعان دارند که او هم در میدان نبرد هم در میز مذاکره شکست خورده است. چگونه میتوان با علم و آگاهی از این موضوع مذاکرهای همراه با عزت و اقتدار داشته باشیم؟
مصری: بحث مذاکرات، و اینکه برخی پیامکها و اطلاعات منتشر شده با هدف ایجاد فتنه و اختلاف بین مردم و نظام صورت میگیرد، باید مورد توجه قرار گیرد. این اقدامات توسط عوامل دشمن و برخی دلسوزان ناآگاه (که به دلیل نداشتن سواد رسانهای، ناخواسته در این دام گرفتار میشوند) در حال انجام است. دو خط اصلی در این پیامکها دنبال میشود:
1. موضوع مذاکرات: با استناد به سخنان امام راحل (ره)، سعی در ایجاد دیدگاهی خاص در مورد مذاکرات دارند.
2. موضوع لبنان: تشویق به حمله یا اقدام نظامی در لبنان که این خط، خط اسرائیل است تا بتواند با ایجاد آتشبس، ائتلافی جهانی را تشکیل دهد.
در کشور ما در مورد مذاکرات دو دیدگاه اصلی وجود دارد و دیدگاه سومی فعلاً مطرح نیست:
مخالفان مذاکره: این گروه به دلایل مختلفی از جمله بدعهدیها و بدقولیهای طرف مقابل، و همچنین «دبه درآوردن» دشمن (به تعبیر رهبر شهید)، مخالف مذاکره هستند. آنها معتقدند که ایران در برجام اول، تمام تعهدات خود را به صورت خوشبینانه انجام داد؛ از جمله اورانیوم غنیشده را تحویل داد و میزان کیک زرد را کاهش داد. اما در نهایت، آمریکا هیچکدام از تعهدات خود را انجام نداد و برجام را پاره کرد.
موافقان مذاکره (با رویکردی متفاوت): در برجام دوم، زمانی که رئیس جمهور وقت (آقای روحانی) اعلام کرد که توافق نزدیک به امضاست، هیئتی مشخص شد تا مفاد آن را بررسی کند. در بررسیها مشخص شد که تعهدات ایران مشابه برجام اول است؛ یعنی ایران ملزم به انجام سریع تعهدات خود بوده، اما تضمین و ضمانت اجرایی کافی برای تعهدات طرف مقابل وجود نداشت. این موضوع در 17 بند در شورای امنیت ملی نیز مطرح شد که تعهدات باید به صورت «رفت و برگشت» باشد؛ یعنی ایران تعهدی را انجام دهد و طرف مقابل نیز بلافاصله تحریمها را بردارد. متاسفانه این امر محقق نشد و خوشبختانه ایران به خاطر تجربه برجام اول که آن موقع خوشبینانه برخورد کرده بود به دام نیفتاد. در زمان برجام اول دولت تازه کار خود را شروع کرده بود و رئیس جمهور اعلام پیروزی کرد و گفت تحریمها برداشته شده است و هرکس ناراحت است برود به جهنم. این تجربه باعث شد که با درایت رهبر شهید در دام برجام دو نیفتیم. تاریخ این را ثبت کرده و در آینده روشن خواهد شد.
با این حال، مقام معظم رهبری، دیپلماسی را بر اساس سه اصل عزت، حکمت و مصلحت ترسیم کردهاند و این سه اصل را نیز تبیین فرمودهاند تا برداشتهای شخصی از آنها صورت نگیرد و ما این را به عنوان سرلوحه دیپلماسی داریم.
لازم به ذکر است که عدهای میخواهند جنگ را از مذاکره جدا کنند، در حالی که این دو در یک راستا هستند؛ هر دو نوعی جنگ محسوب میشوند. جنگ دیپلماسی پیچیدگیها و درایت خاص خود را میطلبد و گاهی دشوارتر از جنگ نظامی است، به خصوص در مقابل دشمنی که از اطلاعات بیشتری برخوردار است.
مهم است که بدانید در کشور ما، تصمیمگیری برای مذاکره به صورت خودسرانه انجام نمیشود. تا زمانی که تمام ارکان نظام و فرمانده کل قوا با آن موافقت نکنند، هیچ فردی در کشور حق ورود به مذاکره را ندارد.
مذاکره به معنای تسلیم نیست
تسنیم: با توجه به چرایی مذاکرات بین بخشی از جامعه، به نظر شما مذاکرات تا چه حد میتواند ما را به اهدافمان نزدیک کند؟
مصری: مذاکره لزوماً به معنای توافق یا عهدنامه نیست و به هیچ عنوان به معنای تسلیم هم نیست. مردم عزیز ما حق دارند نسبت به مذاکرات بدبین باشند، زیرا سابقه خلف وعده و «دبه درآوردن» از سوی طرف مقابل را دیدهاند. همچنین، گاهی مسئولین ما مسائل را به گونهای دیگر و وارونه جلوه دادهاند. مردم حق دارند در این زمینه شفافسازی بخواهند.
اما زمانی که ما برای مذاکره میرویم، دشمن شرط میگذارد؛ مثلاً میگوید: شما نباید توان هستهای داشته باشید یا نباید صنایع موشکی داشته باشید و موارد دیگر.
وقتی قرار است مذاکره انجام شود، ما میگوییم که این موارد نباید محور مذاکرات باشند و نباید به عنوان پیششرط پذیرفته شوند. ابتدا باید اعلام کنیم که معیارهای ما برای مذاکره چیست تا طرف مقابل بداند که آیا حاضر به پذیرش آن است یا خیر.
ایران کتباً و رسانهای، شروطی را به دنیا اعلام کرد که آمریکا نیز آنها را پذیرفت. این شروط عبارتند از:
1. عدم تکرار تجاوز: پایان دادن به چرخه آتشبس، تجاوز، آتشبس، تجاوز. این رویکردی است که رژیم صهیونیستی به آن عادت کرده است.
2. استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز: آنگونه که ایران میخواهد.
3. پذیرش غنیسازی توسط طرف مقابل: در حالی که قبلاً میگفتند ایران حق غنیسازی ندارد.
4. رفع تمامی تحریمهای اولیه: تحریمهایی که 40 سال پیش پس از ماجرای گروگانگیری لانه جاسوسی رخ داد.
5. رفع تمام تحریمهای ثانویه: این تحریمها در دو بند مجزا تعریف شدهاند. بخشی از تحریمها مصوب کنگره آمریکا هستند، بخشی دیگر فرمانهای رئیسجمهوری و تعدادی نیز توسط وزارت خزانهداری وضع شدهاند که مجموعاً حدود 2000 مورد تحریم را شامل میشود.
6. خاتمه تمامی قطعنامههای شورای امنیت: تمامی قطعنامههای صادر شده علیه ایران باید باطل شوند.
7. ابطال تمامی قطعنامههای شورای حکام: که در نهایت به شورای امنیت کشیده شدهاند.
8. پرداخت خسارت به ایران.
9. خروج نیروهای رزمی آمریکا از کل منطقه.
10. توقف جنگ در همه جبههها: مانند لبنان، یمن و عراق. به این معنی که خط مقاومت باید مصون باشد و اسرائیل حق حمله به هیچکدام از این جبههها، به ویژه مقاومت اسلامی لبنان را نداشته باشد.
پس از اعلام این 10 بند، طرف مقابل پذیرفت که برای مذاکره بیاید. ایران نیز شخصیت برجستهای را که از فرماندهان هوافضا و نیروی انتظامی کشور بوده، اعزام کرد. اما طرف مقابل در مذاکرات، بندهای جدیدی را وارد کردند که با عزت و سربلندی پذیرفته نشد و نماینده ایران بازگشت.
مذاکره به معنای تسلیم نیست. هیچکس زیر بار تسلیم نخواهد رفت. اما اگر قرار باشد شروط ما پذیرفته شود، پیروزی بزرگی برای ایران رقم خواهد خورد.
در خصوص اصل ولایت فقیه، این اصل بر اساس حدیث معتبری از امام عصر (عج) استوار است که میفرمایند: «در حوادثی که در زمان غیبت رخ میدهد، به راویان حدیث ما مراجعه کنید.» ایشان در نامهای به نایب چهارم خود، علی بن محمد سمری، میفرمایند: «از این پس که غیبت کبری آغاز میشود، شیعیان ما باید به فقهایی که راوی حدیث ما هستند مراجعه کنند؛ زیرا آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها.» این اصل، اساس ایجاد وحدت کلمه و جلوگیری از تضعیف کشور است. همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند.» در مسائل کلی، حتی اگر سلیقهها متفاوت باشد، باید وحدت کلمه حفظ شود.
کسانی که مسئولیت پذیرفتهاند تا با شروط روشن و واضح در مذاکرات شرکت کنند، خودشان بیش از همه به این اصول مقید هستند و هدف نهایی، پیروزی است.
پیروزیهای ایران و شکستهای دشمنان؛ تحلیلی بر معادلات منطقهای و بینالمللی
تسنیم: گفته میشود ایران قبل از جنگ رمضان با ایران پساجنگ رمضان بسیار متفاوت خواهد بود و بسیاری از کارشناسان معتقد هستند که ما هژمونی خود را بر خلیج فارس برقرار کردهایم و از این پس شاهد فصل جدید از قدرت ایران خواهیم بود. نظر شما در این زمینه چیست؟
مصری: بسیاری از تحلیلگران، حتی در خارج از ایران شامل شخصیتهای برجسته در آمریکا، انگلیس و کشورهای اروپایی، اذعان دارند که ایران پس از «جنگ رمضان» به قدرت چهارم دنیا تبدیل شده است. این اذعان، حاصل تلاشهای گسترده دشمنان ایران است که بر روی کاغذ نیز مشهود است. این شکستهای پیدرپی دشمنان، تا جایی پیش رفته که خودشان تقاضای آتشبس میکنند.
مروری بر شکستهای دشمنان:
در این مجال، به مرور چند مورد از شکستهای دشمنان در برابر ایران میپردازیم:
1. ایجاد اغتشاشات داخلی: دشمن در ایجاد شکاف و اغتشاش در داخل ایران شکست خورد.
2. حمله از طریق مرزها: تلاش برای حمله به ایران از طریق مرزها ناکام ماند.
3. تغییر نظام: هدف دشمن برای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران محقق نشد.
4. تصاحب نفت ایران: دشمن نتوانست به نفت ایران دست یابد.
5. ایجاد شکاف در جامعه و دوقطبیسازی: تلاش برای ایجاد دوگانگی و تفرقه در جامعه ایران با شکست مواجه شد.
6. ایجاد ائتلاف علیه ایران: هیچ کشوری همراهی لازم را با دشمن در ائتلاف علیه ایران نکرد.
7. تحمیل شرایط آتشبس (به معنای تسلیم ایران): دشمن در تحمیل شرایط آتشبس به ایران شکست خورد.
8. حضور دریایی با ناوهای هواپیمابر: ورود ناوهای هواپیمابر دشمن به منطقه در همان روز اول با شکست مواجه شد و آنها مجبور به عقبنشینی شدند.
9. جلوگیری از حمله ایران به پایگاهها: دشمن تصور نمیکرد ایران بتواند پایگاههایش را در کشورهای مختلف مورد حمله قرار دهد؛ این حمله گسترده، شکستی دیگر برای دشمن بود.
10. نگهداری یا کاهش قیمت نفت: تلاش برای کنترل قیمت نفت، چه در داخل آمریکا و چه در سایر نقاط، ناموفق بود.
11. افزایش محبوبیت در آمریکا: دشمن امیدوار بود با پیروزی در این جنگ، محبوبیت خود را افزایش دهد، اما محبوبیتش کاهش یافت.
12. تهدید کشورهای اروپایی: تهدیدهای آمریکا علیه کشورهای اروپایی برای تعرفهگذاری یا اقدامات دیگر، با عدم همراهی آنها مواجه شد.
13. تحمیل قدرت به کانادا، استرالیا و کشورهای دیگر: تلاش برای اعمال قدرت بر این کشورها نیز بینتیجه ماند.
14. فرار از رسوایی «جزیره اپستین»: ایجاد جنگ با هدف پوشاندن رسوایی « جزیره اپستین» نیز شکست خورد و حتی همسرش مجبور به مصاحبه برای رفع اتهام شد که البته جواب عکس داد.
15. پخش دروغ به دنیا: دروغهای دشمن برای کنترل قیمت نفت و سایر مسائل، برای دنیا روشن شد و خلاف آن ثابت گردید.
16. پنهانکاری در بازار بورس: تلاش برای پنهان کردن منافعی که برخی مقامات خود و اطرافیانشان از طریق بازی با بورس و اطلاعات به دست آورده بودند (مانند داماد، پسر، وزیر خارجه و وزیر دفاع)، فاش شد.
17. موضعگیری در مورد رهبری ایران: حتی ترامپ اعلام کرد که رهبری که در ایران روی کار میآید، همراه با آمریکا خواهد بود. اما این پیشبینی نیز غلط از آب درآمد و آیتالله سید مجتبی خامنهای عزیز، مواضع قاطعی اتخاذ کردند.
ثروت عظیم خلیج فارس و نجابت ایرانی
ایران دارای ثروت عظیم خلیج فارس است. به دلیل نجابت ایرانی، اجازه داده شده که همه به راحتی از این منابع استفاده کنند. اما اکنون، حتی ترامپ نیز اعلام کرده که رهبر آینده ایران همراه ما خواهد بود، که این خود نشانهای از شکست آنهاست.
مستندسازان ما باید این پیروزیها را روایت کنند. ما در این جنگ پیروز میدان بودیم و خداوند را شاکریم.
تجربهای از عمق بینش و سادگی زندگی رهبر انقلاب
تسنیم: شما سالیانه دیدارهایی با رهبر شهید داشتید و توصیههای ایشان را از نزدیک استماع میکردید.در طول این مدت دیدار خصوصی داشتید یا هدیهای از ایشان دریافت کردید؟
مصری: در مسئولیتهای مختلفی که پیش از این داشتهام، از جمله در تیم اقتصادی دولت، توفیق داشتم در ملاقاتهای خصوصی خدمت حضرت آقا، مسائل اقتصادی را گزارش دهم. آنچه مردم در تلویزیون میبینند، تنها بخشی از واقعیت است. عمق اطلاعات و تسلط ایشان بر مسائل در زمینههای گوناگون، حقیقتاً شگفتانگیز است.
دقت نظر در مسائل اقتصادی
به یاد دارم که در یکی از جلسات، یکی از دوستان که خود دارای تخصص اقتصادی بود گزارشی در مورد ضریب جینی ارائه داد و عددی را ذکر کرد. اما حضرت آقا بلافاصله فرمودند که این عدد صحیح نیست و عدد واقعی چیز دیگری است. دوستم که مسئول اقتصادی بود، شروع به ورق زدن یادداشتهایش کرد و با تعجب متوجه شد که نکتهای که آقا اشاره کردند، کاملاً درست است و اطلاعات مندرج در گزارش او با آنچه آقا فرمودند، مغایرت داشت. این نشاندهنده تسلط و دقت نظر ایشان حتی در جزئیترین مسائل اقتصادی بود.
سادگی در زندگی شخصی
در یک ملاقات خصوصی دو نفره، خاطرم هست که در اتاق کار ایشان که فضایی حدود 15-16 متر داشت، در کنار در، یک صندلی و میز کوتاه قرار داشت. این همان مکانی بود که ایشان در آن به شهادت رسیدند. جایگاه ما نیز صندلیهایی در قسمت بالای اتاق بود. تصور اینکه رهبر یک کشور، آن هم در چنین فضایی ساده و صمیمی و پایینتر از مهمان بنشینند و با افراد صحبت کنند، برای بسیاری باورنکردنی است.
صبر و حوصله در شنیدن
وقتی صحبتها طولانی میشد، ایشان با صبر و حوصله کامل گوش میدادند و حتی زمانی که احساس میکردیم صحبت ما به پایان رسیده، باز هم با دقت ادامه میدادند. با نگاهشان، گاهی نکات و دغدغههای خود را منتقل میکردند. درک این سطح از تواضع و سعه صدر، برای فردی کمتجربه مانند من که در ابتدا تصور میکردم اطلاعات جدیدی ارائه میدهم، بسیار تأثیرگذار بود. در حالی که یقین دارم ایشان ده برابر آنچه من میگفتم، اطلاعات داشتند و شاید از دوران نوجوانی من نیز بر این مسائل تسلط داشتند.
هدف دشمن و آشکار شدن سادگی
دشمن تلاش کرد تا با ترفندهایی و هدف قرار دادن بیت رهبری زندگی ساده و واقعی رهبر انقلاب را از مردم پنهان کند. باور اینکه تمام وسایل زندگی رهبر یک کشور شاید در مجموع پنج میلیون تومان هم ارزش نداشته باشد، برای بسیاری سخت است.
این تجربیات، نشاندهنده عمق شخصیت، آگاهی بینظیر و سادگی مثالزدنی رهبر انقلاب است که متأسفانه تنها بخش کوچکی از آن در تلویزیون به نمایش گذاشته میشود.
از شهادت امام خامنهای(ره) تا انتخاب رهبری؛ درسی از حکمت و رحمت الهی
تسنیم: درباره ویژگیهای شخصیتی آیتسیدمجتبی خامنهای و درسهایی که از مکتب پدر آموختهاند بفرمایید.
مصری: پس از رحلت جانگداز امام خمینی (ره)، شوک بزرگی بر کشور وارد شد و مردم در اندوهی عمیق فرو رفتند. در آن روزهای سخت، حضرت آیتالله نجومی با فرمایش خود مبنی بر اینکه «امام 40 سال جوان شد»، تسلیبخش قلبهای داغدار بود. در آن زمان، اطلاعات چندانی از شخصیت مقام معظم رهبری نداشتیم، اما سخنان آیتالله نجومی، دریچهای از امید گشود.
با گذشت زمان، عمق دیدگاه آیتالله نجومی آشکار شد. شهادت امام خامنهای نیز که آرزوی دیرینهشان بود، در واقع باعث «مبعوث شدن» مردم شد. این رویداد، موجی از حضور و مشارکت مردمی را در صحنه رقم زد که شاید اگر این اتفاق تلخ رخ نمیداد، به این گستردگی و ماندگاری نبود. این همان حکمتی است که در اشعار آمده: «ز حکمت چو بندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری».
رهبری آیتالله خامنهای؛ جوانی دوباره انقلاب
با انتخاب حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به عنوان رهبر معظم انقلاب، در واقع انقلاب «جوان شد». ایشان که در علم، دانش، فضیلت و تقوا سرآمد هستند، گواه این ادعا هستند. اگر در دوران امام خمینی (ره) گفتیم «خمینی، خامنهای شد»، اکنون میتوان گفت «خامنهای ماندگار شد».
آینده تضمین شده انقلاب
با این انتخاب حکیمانه، آینده انقلاب تضمین شد. امیدواریم برکات وجود مقام معظم رهبری در آینده نیز بیش از پیش برای ملت ایران آشکار شود و مردم بیشتر از الطاف الهی و این رحمت ارزشمند بهرهمند شوند. انتخاب ایشان، نعمتی الهی بود که خداوند به ملت ایران ارزانی داشت.
هوشیاری مردمی، وحدت ملی و استراتژی جبهه مقاومت
تسنیم: چه توصیهای در زمینه هوشیاری مردم در این برحه از زمان و در این مرحله از جنگ دارید؟
مصری: در شرایط کنونی، ما باید از مردم یاد بگیریم که چگونه هوشیار باشیم، زیرا مردم همواره پیشگام و آگاهتر از ما هستند. این آگاهی و هوشیاری در میان همه اقشار جامعه، از جمله در فضای مجازی، موج میزند و حفظ وحدت، مهمترین وظیفه ما در این برهه حساس است.
تفکیک دغدغههای مردمی از القائات دشمن
دشمن تلاش میکند با طرح سوالاتی احساسی مانند «چرا آقا از لبنان حمایت میکند؟» یا «چرا مذاکره میکنید؟»، ذهن مردم را منحرف کند. این در حالی است که مردم ما، با وجود برخی دغدغهها، از پیچیدگیهای صحنه سیاست خارجی و استراتژیهای منطقهای آگاه هستند. ما باید بتوانیم پیامهای دلسوزانه مردم را از پیامهای القایی دشمن تفکیک کنیم و این بصیرت، به ویژه در فضای مجازی، از اهمیت بالایی برخوردار است.
جبهه مقاومت؛ پیوندی 40 ساله و استراتژیک
پیوند ما با جبهه مقاومت، امری تازه نیست؛ این یک پیوند عمیق 40 ساله است. حتی در دوران جنگ تحمیلی رمضان، همراه ما بودند. این پیشینه نشان میدهد که همکاریها و حمایتها، بر اساس برنامهریزی و استراتژیهای عمیق صورت گرفته است.
حزبالله لبنان با تقدیم حدود 2000 شهید، نقش پیشگام را ایفا کرد. انصارالله یمن پس از حزب الله، وارد صحنه شد. شاید در آن زمان برخی میپرسیدند چرا این کشورها در کنار ما هستند؟ اما این روند، بخشی از یک استراتژی مرحلهای و حسابشده بود.
انسجام و یکپارچگی جبهه مقاومت
جبهه مقاومت، امری دلخواهی نیست، بلکه بر اساس یک استراتژی عمیق و با پیشرفت مرحله به مرحله شکل گرفته است. این انسجام و یکپارچگی، تضمینکننده موفقیتهای آینده است.
همانطور که در ارتباط با لبنان نیز مشاهده شد، یکی از شروط اصلی ما، برقراری آتشبس بود و حتی در صورت عدم تحقق آن، ممکن بود در رویکردهایمان بازنگری کنیم. این نشاندهنده اهمیت این موضوع و هماهنگی در تصمیمگیریهاست.
در نهایت، هوشیاری مردمی، حفظ وحدت و درک استراتژیهای کلان جبهه مقاومت، ارکان اساسی موفقیت ما در منطقه و جهان هستند.
انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0