کد خبر : 63434
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 می 2026 - 17:16
-

این حاج ابراهیم است، غلام باستانی نیست

این حاج ابراهیم است، غلام باستانی نیست

از همان روزهایی که نخستین تیزرهای «بدنام» منتشر شد، سریال  با یک اتهام جدی روبه‌رو بود؛ این‌که ابراهیم ویسی با بازی حسن پورشیرازی، در واقع بازآفرینی دیگری از کاراکتر مورد توجه قرار گرفته غلام باستانی در فیلم «پیرپسر» است.

شباهت‌های اولیه، جنس بازی و حتی نوع حضور مهیب پورشیرازی باعث شده بود که بخشی از مخاطبان و منتقدان، حکم به شباهت این دو شخصیت بدهند و شایعات می گفت بخش مهمی از حواشی و توقیف آن هم ازین نگاه می آمد.

این گزاره تا هفته قبل هم چندان بیراه به نظر نمی‌رسید و می‌توانست محلی از اعراب داشته باشد؛ چرا که وجه سیاه شخصیت ابراهیم ویسی بر خصایل انسانی آن غلبه داشت و لحن بازی حسن پورشیرازی نیز، همان هیولای «پیرپسر» یا دیگر نقش‌آفرینی‌های مشابه او در «زن و بچه» و «آرامبخش» را تداعی می‌کرد.

قسمت هفتم «بدنام» اما نقطه عطفی موثر بود که این پیش‌داوری را به چالش کشید و خنثی کرد. این قسمت، مختصات تازه‌ای از شخصیت ابراهیم ویسی پیش چشم مخاطب قرار داد که نه‌تنها حساب او را یکسره از غلام باستانی سوا کرد، بلکه نشان داد که موقعیت مرکزی سریال، صرفا بر مبنای نوعی تعارض منافع ناشی از بداقبالی، نه یک جنگ تمام‌عیار پدر-پسری، طراحی شده است. حالا دیگر با هیولایی طرف نیستیم که از هرگونه عاطفه تهی باشد؛ بلکه ابراهیم، برخلاف قضاوت‌های اولیه، مردی خاکستری و ملموس به نظر می‌رسد.مانند بسیاری از ما که در موقعیت های مختلف وجوه مختلفی از خود را بروز می دهیم.

«بدنام» در قسمت‌های ششم و هفتم از عاطفه پدرانه ابراهیم پرده برداشت و مشخصا در قسمت هفتم، روی دیگری از سکه این شخصیت ارائه کرد. او حالا یک موجود هوسران صرف نیست؛ بلکه مردی معمولی است که تلاش می‌کند به زندگی غمبار خود سروسامانی بدهد؛ جالب این‌که کاملا به مفاهیمی اخلاقی از قبیل عشق، تعهد، ازدواج رسمی و قانونی، احترام و… نیز آشناست.

«بدنام»، با قسمت هفتم، نشان داد که قصد ندارد از موفقیت شخصیت‌هایی مثل غلام باستانی ارتزاق کند یا نسخه‌ای تکراری از آن‌ها تحویل مخاطب بدهد. برعکس، این سریال حالا تلاش می‌کند شخصیتش را از دل تناقض‌ها و پیچیدگی‌های انسانی پرداخت کند؛ جایی میان خشونت و عطوفت، قدرت و آسیب‌پذیری، سلطه و نیاز به دوست داشته شدن.

ابراهیم ویسی، از این به بعد، دیگر یک تیپ صرف یا آنتاگونیست مطلق نیست. او لایه‌های پنهانی دارد که به مرور آشکار می‌شوند و همین مسئله، تقابلش با اسماعیل را در قسمت‌های آینده کنجکاوی‌برانگیزتر  و البته سخت تر می‌کند. شاید مهم‌ترین دستاورد قسمت هفتم این باشد که توانست خودش را از زیر سایه قضاوت‌های اولیه بیرون بکشد و ثابت کند هنوز چیزهای زیادی برای غافلگیر کردن مخاطب در چنته دارد. در این میان، نمی‌توان از هنرنمایی نظرگیر حسن پورشیرازی هم غافل شد. این هنرپیشه باسابقه که در سال‌های اخیر کارنامه بازیگری خود را لول‌آپ کرده، در «بدنام» نشانه‌های محسوس و ظریفی از یک شخصیت شکننده و مطرود ارائه می‌دهد؛ کسی که از سر توحش به دنبال بی‌بندوباری نیست، بلکه به واسطه سال‌ها تنهایی، دچار نوعی عدم اعتمادبنفس شده و تلاش می‌کند زندگی عاطفی خود را به نحوی بازسازی کند.حالا می توان منتظر بود بدنام ما را به سمت هایی ببرد که تا امروز  حدس نمی زدیم. امیدواریم.

5959

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.