خبرگزاری مهر – حسام الدین حیدری: تهران امروز فقط یک پیکر را بدرقه نمیکند، تهران تکیهگاه سالهای بلند خود را بدرقه میکند. سالها بود که در این شهر هرگاه طوفانی برمیخاست نگاهش را به حسینیهای ساده گره میزد، به خانهای که چراغش برای مردم خاموش نمیشد. هرگاه دشمن بر طبل تهدید میکوبید، هرگاه فتنه کوچههای سیاست را غبارآلود میکرد، هرگاه امید در دلها کمرنگ میشد تهران میدانست هنوز قلبی در این شهر میتپد که آرامش یک ملت از ضربان آن جان میگیرد.
امروز اما تهران با تمام خیابانهایش با تمام میدانهایش با تمام خاطراتش ایستاده است تا آخرین بدرقه را انجام دهد. گفتهاند مراسم تشییع دیگر در یک خیابان و یک میدان نمیگنجد، همه مسیرهای اصلی تهران صحنه وداع مردم خواهد بود و پس از آن حرم شمس الشموس میزبان آخرین منزلگاه این پیکر مطهر میشود. گویی هیچ خیابانی حاضر نیست سهم خود را از این وداع از دست بدهد و هیچ کوچهای تاب آن را ندارد که بگوید از این غم بینصیب مانده است.
تهران امروز بیش از همیشه شبیه فرزندی است که سایه پدر را از دست داده است، از این پس هر رهگذری که از کنار کوچه کشوردوست عبور کند، بیاختیار مکث خواهد کرد. هر بار که دوربینها به آن جایگاه آشنا خیره شوند، چشمها ناخودآگاه در انتظار چهرهای خواهند ماند که دیگر از پشت آن تریبون با صلابت سخن نخواهد گفت. هر محرم، هر رمضان، هر عید فطر و هر دیدار مردمی جای خالی کسی را فریاد خواهد زد که حضورش برای این شهر تنها حضور یک رهبر نبود، ستون اطمینان یک ملت بود.
و چه تلخ است این کوچ تهران سالها به بودنش عادت کرده بود. به آن دست تکان دادنهای آرام، به آن نگاه نافذ و به آن صدای مطمئنی که در سختترین روزها اضطراب را از دل مردم میزدود. بعضی انسانها فقط در یک ساختمان زندگی نمیکنند، در حافظه یک ملت خانه میسازند. رفتن آنها خالی شدن یک اتاق نیست خالی شدن بخشی از تاریخ است.
اما تقدیر چنین رقم خورده است که پیکر این سید مجاهد پس از وداع میلیونها ایرانی راهی شهری شود که از کودکی با آن پیوند داشت، شهری که بارگاه نورانی حضرت رضا (ع) سالها مأمن دلش بود. مشهد این بار نه فقط زائر که امانتی بزرگ را در آغوش خواهد گرفت امانتی که تاریخ انقلاب آن را با خون، استقامت و مجاهدت شناخته است.
از فردا تهران دیگر همان تهران دیروز نیست. دیوارهای این شهر صدای او را به یاد خواهند آورد. درختان خیابانهایش عبور کاروان تشییع را فراموش نخواهند کرد. میدانهایش اشک مردمی را که آمدهاند تا آخرین سلام را زمزمه کنند در حافظه خود نگه خواهند داشت. تهران امروز یتیم شد اما یتیمی که میراث پدر را بر زمین نخواهد گذاشت.
این شهر خوب میداند که بعضی انسانها با رفتن پایان نمییابند. آنها از جغرافیای شهرها کوچ میکنند اما در جغرافیای دلها ماندگارتر میشوند. جسمشان از تهران میرود اما عهدشان در تهران میماند عهدی که بر دوش نسلهای آینده سنگینی خواهد کرد و شاید سالها بعد وقتی کسی از فرزندان این سرزمین بپرسد آن روز تهران چگونه بود؟ پاسخ فقط یک جمله باشد که آن روز تهران یتیم شد اما سر خم نکرد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0