او در حال تماشای ویدیوی یک «اینفلوئنسر» است که به او میگوید چطور باید لباس بپوشد، چه شغلی در آینده پولساز است و حتی چگونه باید با والدینش رفتار کند! یا شاید در حال درد دل کردن با یک دستیار هوش مصنوعی است که بیحوصلگیهای او را با صبری بیپایان جواب میدهد. این صحنه برای بسیاری از پدر و مادرها آشنا و البته تا حد زیادی ترسناک است.
مربیانی که هرگز نمیخوابند
ما در دوران گذار عجیبی زندگی میکنیم. تا همین دو دهه پیش، الگوهای فکری و رفتاری کودکان و نوجوانان در خانه، مدرسه یا نهایتاً در کوچه و محله شکل میگرفت. مرجعیتِ تربیت در دست والدین، معلمان و بزرگان فامیل بود. اما امروز، الگوریتمهای هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی، این مرجعیت را از ما ربودهاند.
فرزندان ما امروز مربیان جدیدی دارند؛ مربیانی که هرگز نمیخوابند، همیشه در دسترساند، لحنشان جذاب و سرگرمکننده است و دقیقاً میدانند چه محتوایی را در چه زمانی به خورد مخاطب بدهند. وقتی ما به دلیل مشغلههای روزمره خستهایم و حوصله شنیدن سؤالات عجیبوغریب نوجوانمان را نداریم، شبکههای اجتماعی با آغوش باز او را میپذیرند و به سبک خودشان به او پاسخ میدهند.
شکافی عمیقتر از تفاوت سن
مسئله اصلی امروز، فقط فاصله سنی میان والدین و فرزندان نیست؛ ما با یک «شکاف دیجیتال» روبهرو هستیم. بسیاری از پدر و مادرها هنوز در دنیای آنالوگ سیر میکنند، در حالی که فرزندانشان شهروندانِ بومیِ دنیای دیجیتالاند.
وقتی زبان مشترکی وجود نداشته باشد، سوءتفاهمها آغاز میشود. والدین موبایل و اینترنت را صرفاً ابزاری برای سرگرمی یا ارتباط میدانند، اما برای نسل جدید، این فضا تمامِ هویت، شبکه دوستی و منبع شناخت آنها از جهان است. به همین دلیل، وقتی گوشی را از دست یک نوجوان میکشیم، در واقع فقط یک وسیله را نگرفتهایم، بلکه او را از جهانِ زیستهاش بیرون انداختهایم.
توهم کنترل با فیلترینگ و محرومیت
واکنش بسیاری از خانوادهها در برابر این پدیده، پناه بردن به سادهترین و البته ناکارآمدترین راهحل است: محرومیت، ممنوعیت و کنترلهای پلیسی.
اما واقعیت این است که در عصر هوش مصنوعی و ارتباطات آزاد، دور کردن فیزیکی بچهها از تکنولوژی چیزی شبیه به شوخی است. هر سدی که بزرگترها میسازند، نوجوانان با چند کلیک و یک فیلترشکن جدید از آن عبور میکنند. این ممنوعیتهای خشک، تنها نتیجهای که دارد، پنهانکار شدنِ فرزندان و از بین رفتنِ اعتماد میان اعضای خانواده است.
پادزهر چیست؟ تجهیز به جای تحریم
جامعه فردا پر از هوش مصنوعی، متاورس و رسانههای جدیدتر خواهد بود. ما نمیتوانیم فرزندانمان را در یک حباب شیشهای بزرگ کنیم. راهحل در خانه، نه خاموش کردن وایفای، که روشن کردن چراغ «سواد رسانهای» است.
ما باید به جای سانسور، به فرزندانمان «تفکر انتقادی» بیاموزیم. باید با آنها درباره آنچه در اینستاگرام و تیکتاک میبینند گفتوگو کنیم. از آنها بپرسیم: «فکر میکنی زندگی این آدم واقعاً همینقدر بینقص است؟»، «به نظرت چرا این ویدیو به تو پیشنهاد داده شد؟».
مهمتر از همه، باید بپذیریم که شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی تنها زمانی جای ما را میگیرند که ما پیشتر آن جایگاه را خالی کرده باشیم. هیچ الگوریتم هوشمندی نمیتواند جایگزین آغوش امنِ یک مادر یا حمایتِ بیقیدوشرطِ یک پدر شود. اگر خانه محیطی امن برای شنیده شدن، بدون قضاوت شدن و محبت دیدن باشد، اینفلوئنسرها و رباتها هرگز نمیتوانند مرجعیتِ تربیت را از خانواده بربایند.
*طراح و پژوهشگر حوزه آموزش
۴۷۴۷

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0