به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، امروز چهارشنبه، نسیم خنک پاییزی در فضای حرم میوزد؛ آرام و نرم، چنانکه انگار غبار خستگی را از دل زائران میزداید.در این میان، نگاه من بیش از همه به کودکان میماند؛ به دنیای بیتکلف و روشنی که با خود به زیارت آوردهاند.کودکی عروسکش را محکم در آغوش گرفته و با جدیتی شیرین، آداب زیارت را به او یاد میدهد؛ میگوید سلام بده به امام رئوف.

تماشای این صحنه، آدم را به یاد مهربانیای میاندازد که از کودکی در دل مینشینند؛ سلامی کوچک که انگار تمام صفای دل را با خود دارد. خانوادهها با بچههایشان از راه رسیدهاند؛ از یزد و اصفهان و تهران. همین صداهای رنگارنگ، کنار هم، یادآوری میکنند که شوق زیارت به فصل و شهر خاصی محدود نیست.

هرکس با دلتنگی و امید خودش آمده؛ یکی کودکی را در آغوش گرفته که در آرامش حرم به خواب رفته و دیگری چشم به گنبد دوخته است و کودکی از امام رضا(ع) طلب میکند و میخواهد مادری را از حرم امام رضا آغاز کند.
در صحن، بچههایی با شور و شادی دنبال هم میدوند؛ خندههایشان در فضا میپیچد و در کنار آرامش زائرانی مینشینند که نزدیک گنبد و حرم، لحظهای مکث کردهاند؛ آرامشی آمیخته به دلتنگی، از جنس حرفهایی که گاهی جز در دل گفته نمیشوند.

بعضی خاطرهها از یاد آدم نمیروند؛ خاطره زیارت، نگاه به گنبد، یا حس آرامشی که کنار امام رضا(ع) به دل مینشینند؛ شاید آدم از حرم دور شود، اما آن لحظه روشن، گوشهای از جانش میماند.
دعای امروز چهار درخواست از معبود است؛ خدایا، نیرویی برای طاعت نصیب کن، نشاطی برای عبادت، اشتیاقی برای پاداش و بیمیلی به هر آنچه عامل عذاب است.

ذکری بگو، دعایی بخوان، جانی تازه کن؛ سلام آقا در حریم قلب من، تنها تو سلطانی. آقاجان… چه خاطرههایی دارم از تو، هیچکدام از یادم نرفته است. من یکی چهارشنبهای نیستم، دلتنگت میشوم تمام هفته یا شمس الشموس …
انتهای پیام/282

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0