به گزارش خبرنگار مهر، سنتهای نمایشی را میتوان بخشی از زبان فرهنگی هر کشور دانست؛ زبانی که ریشههای تاریخی، باورها، آئینها و شیوه زیست مردمان را در قالب اجرا بازتاب میدهد. با این حال، بهرهگیری از این میراث در تئاتر معاصر، نیازمند بازخوانی و بهروزرسانی ظرفیتهای اجرایی آن است؛ موضوعی که در سالهای اخیر، توجه به آن در فضای نمایشهای آئینی و سنتی ایران اهمیت بیشتری یافته است.
عصر سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، بخشهایی از نمایش «راماسیا» در سفارت مالزی برای حاضران اجرا شد؛ اجرایی که با هدف پیوند میان ۲ سنت نمایشی و ایجاد ارتباط میان ۲ تمدن، به سراغ تلفیق نمایش سایه وایانگ کولیت و سیاهبازی ایرانی رفته است. این نمایش که پیش از این یک دور اجرای عمومی در تالار هنر را پشت سر گذاشته بود، اینبار در سفارت مالزی به صحنه رفت. این رویداد، افزون بر تجربه اجرایی اثر، توجه سفارت مالزی به معرفی و بازتاب سنتهای نمایشی منطقه را نیز نشان میدهد. وایانگ کولیت، گونهای نمایش سایه عروسکی با خاستگاه اندونزیایی است که در مالزی نیز جایگاه فرهنگی ویژهای دارد.
یکی از نکات قابل توجه در اجرای بخشهایی از «راماسیا»، همراهی حاضران با اثر، حتی با وجود اجرا به زبان فارسی و نبود ترجمه بود؛ موضوعی که بار دیگر ظرفیت ارتباطی زبان تصویر، حرکت و قراردادهای نمایشی را یادآوری میکند. تلفیق سایهبازی با فضای آئینی نمایش ایرانی و عناصر سیاهبازی، امکان مواجهه ۲ سنت متفاوت را فراهم کرده است؛ ۲ سنتی که هر یک با شیوهای خاص، از نمادپردازی و اغراق تا طنز و بازنمایی مناسبات انسانی، با مخاطب ارتباط برقرار میکنند.
بر همین اساس، میتوان با بررسی ویژگیهای وایانگ کولیت و سیاهبازی، به ظرفیتهای این تلفیق و امکان شکلگیری زبان اجرایی تازهای در تئاتر معاصر پرداخت؛ زبانی که بهجای تکرار صرف سنتها، از تفاوتها و اشتراکهای آنها برای بازآفرینی میراث نمایشی بهره بگیرد و بر همین اساس در قالب مطلبی کوتاه به نکات و ویژگیهای مشترک این ۲ سنت نمایشی میپردازیم.

وایانگ کولیت در فرهنگ اندونزیایی و مالزی و سیاهبازی در سنت نمایش ایرانی، ۲ گونه نمایشی با خاستگاههای فرهنگی متفاوت هستند که هر یک از طریق قراردادهای اجرایی مشخص، طنز، اغراق و بازنمایی مناسبات انسانی، جهان پیرامون خود را روایت میکنند. تلفیق این ۲ گونه میتواند زمینهای برای تجربهای تازه در تئاتر معاصر فراهم کند؛ تجربهای که از یک سو بر قابلیتهای بصری و نمادین نمایش سایه و از سوی دیگر بر ظرفیتهای زبانی، بداههپردازانه و انتقادی سیاهبازی تکیه دارد.
وایانگ کولیت، گونهای از نمایش سایه عروسکی است که بهویژه در جزیره جاوه اندونزی رواج دارد. در این شیوه، عروسکهای تخت و معمولاً چرمی میان منبع نور و پردهای نیمهشفاف قرار میگیرند و سایه آنها به حرکت درمیآید. عروسکگردان یا «دالانگ» با هدایت عروسکها، تغییر صداها و روایت داستان، نقشی محوری در اجرا دارد. استفاده از موسیقی گاملان، حرکات نمادین و روایتهای اسطورهای نیز از ویژگیهای این گونه نمایشی است.
در مقابل، سیاهبازی از سنتهای نمایش شادیآور ایرانی، بهویژه تختحوضی ریشه گرفته است. شخصیت سیاه با چهره سیاهشده، زبان عامیانه، شوخیهای کلامی و بداههپردازی، تناقضهای اجتماعی و مناسبات قدرت را به چالش میکشد. ارتباط مستقیم با تماشاگر، استفاده از موسیقی و آواز و وارونهسازی موقعیتهای اجتماعی، از مهمترین ویژگیهای این گونه نمایشی به شمار میروند.
ادغام وایانگ کولیت و سیاهبازی میتواند از طریق پیوند میان تصویر و کلام، امکان شکلگیری زبانی چندلایه در اجرا را فراهم کند. در چنین ترکیبی، سایهها و عروسکها میتوانند جهان ذهنی، خاطرات، نیروهای پنهان یا موقعیتهای نمادین داستان را بازنمایی کنند؛ در حالی که شخصیت سیاه با حضور زنده روی صحنه، از طریق بداههپردازی و طنز، این تصاویر را تفسیر یا حتی معنای آنها را زیر سؤال ببرد. تقابل میان پیکره ثابت و بدن زنده نیز میتواند به ابزاری برای ایجاد تضادهای بصری و مفهومی تبدیل شود.
از سوی دیگر، حضور شخصیت سیاه در کنار عروسکها امکان برهمزدن مرز میان اجراگر، شخصیت و تماشاگر را افزایش میدهد. سیاه میتواند با عروسکها وارد گفتگو شود، درباره رفتار آنها اظهارنظر کند یا حتی از کنترل عروسکگردان سر باز بزند. چنین موقعیتهایی علاوه بر ایجاد موقعیتهای کمیک، ظرفیت نقد مناسبات قدرت و بررسی رابطه انسان با نیروهای مسلط را گسترش میدهند.
با این حال، موفقیت این تلفیق به شناخت دقیق منطق اجرایی هر ۲ سنت وابسته است. هدف نباید صرفاً کنار هم قرار دادن ۲ شیوه نمایشی باشد، بلکه باید از دل تفاوتهای آنها، زبان اجرایی مستقلی شکل بگیرد؛ زبانی که در آن قابلیتهای بصری وایانگ کولیت با پویایی زبانی و انتقادی سیاهبازی پیوند بخورد و امکان تجربهای تازه در تئاتر معاصر را فراهم کند. اجرای نمایش «راماسیا» میتواند آغازگر جریانی باشد که در ادامه با همراهی بیشتر سفارتخانههای حاضر در ایران پیگیری شود. بهرهگیری از ظرفیتهای اینچنینی سبب میشود تا تئاتر هر ۲ کشور با به اشتراک گذاشتن تشابهات و تفاوتهای فرهنگی خود با یکدیگر، به ارتقای سطح کیفی این هنر کمک کنند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0